بخش دوم مقا له ی گذری ونظری بر متون یاری | یارسان | لاپه‌ڕه‌ی سه‌ره‌کی

بخش دوم مقا له ی گذری ونظری بر متون یاری

image

اوڵ وآخر مان یار

بخش دوم مقا له ی گذری ونظری بر متون یاری

باسلام قبل از هر چیز ،از تاخیری که در ارسال بخش دوم مقا له پیش آمده پوزش می طلبم ،این تاخیر به سبب تردید ،در ادامه بحث ،ویا پاسخ به مقالات وایمیل ها ی دوستان در این مقاله بود که نهایتا ، سعی گردید با بررسی وپرداختن به تذکرات و انتقادات دوستان واساتید  گرامی ،در چارچوب بحث قبلی  عملا هر دو کار باهم  انجام گردد.

بسیارخوشحال شدم که درج  این مقا له موجبات گشودن  باب مکاتبه و آشنایی با قلم عزیزان یارسانی بسیاری گردید ،که با ارسال ایمیل یا درج مقاله در سایت ،مرا راموردلطف خود قرار داده اند وبه مطلب  اینجا نب توجه فرمودند ولازم میدانم در اینجا ازکلیه ی عزیزان (علی الخصوص منتقدین گرامی) کمال تشکر رابنمایم ،وبه سبب احترام به این گرامیان،ابتدا خلاصه ای ازایمیل ها را به اطلاعتان برسانم وسپس به ذکر وبررسی چند انتقادمطرح شده ،بپردازم.

اکثریت دوستان عزیز از این مسئله استقبال کرده اند و پیشنهاداتی رامطرح کرده اند،که بخشی از آن به شرح ذیل میباشد :

عده ای مطرح کرده اند  که ، موضوع مقالات مطروحه ،درباره  سئوالاتی که خوانندگان به وسیله ایمیل می فرستند باشد،دوستان دیگری ،اسا سا با ادامه بحث درقالب مقاله موافق نیستند و می گویند این مسائل ، رازهاواسرار دین یاری ، هستندونبایدآشکارشوند چند نفر نیزازکرمانشاه ،پیشنهاد کرده که این مقالات در دیگرسایت های متعلق به یارسانیان منتشرشود. اما یاران عزیزی هم بودند که زحمت بیشتری کشیدندومفصل تر وجامع تر ،یا پیشنهاداتی داده اند ویاانتقاد وتذ کراتی رامطرح نموده اند ، مانند ایمیل های  آقایان * سادی جوانمیری ،مجید کرندی ، یوسف کریمی و یک دوست دیگر. .

جناب آقای دوست دیگر در باره ی استفاده از اصطلاح *متون مذهبی یاری * (در مقاله)  نوشته اندوگفته اند  که می بایست ازاصطلاح   * متون دینی یاری *استفاده نمود، زیرا دین یاری یک دین مستقل است و مذهب  نیست. که البته باتوجه به توضیحات اینجانب درمقاله در رابطه با مستقل بودن دین یاری ،اشتباه مذکور یک اشتباه لپی بوده ومنظور همان *متون دینی یاری *است ومنبعد رعایت خواهد شد،مورد دیگر که ایشان اشاره کرده اند در رابطه با یارسانی های ترک زبان وفارس زبان ونامیدن دفتر پردیوری به نام *دفتر سرانجام *از طرف آنان  است که ممکن است سوءتفاهم ایجاد کند زیرا ازطرفی در مقا له گفته شده که دین یاری ،دین کردی است وازطرفی ازملیتهای دیگر نام برده شده است .لازم به توضیح است که  دین یاری همچون ادیان دیگر میتواند پیروان مختلفی از ملیتها ی متفاوت در ایران و یاکشورهای دیگر داشته باشد واین موضوع ازکردی بودن دین یاری نمی کاهد ،بعضی ازاین پیروان غیر کرد دین یاری آثاری به زبان فارسی یاترکی دارند که در واقع یا در مدح وستایش بزرگان دین  ویا بیان  فلسفه دین یاری به  زبان ساده وبه صورت متن منظوم است و به عنوان متون دینی قابل استنادنمی توان از آن استفاده نمود.مستندترین واصلی ترین آثار دین یاری ،به ترتیب اولویت وقدمت ، دفتر پریوری،دفترسی وشش شاعره آسید براکه ،دفتر شیخ امیری ودیگر دفا تر گوران است . یارسان یکی از ملیت ها  واقوام ،تاریخی کرد است که ازنظرنژادودین وفرهنگ ،وزبان بکر ودست نخورده مانده است ،و طی سالیان متمادی، اصا لت کردی خود راحفظ کرده وازپذیرش دین وفرهنگ ،بیگانه ، سر باززده و  خودداری نموده وتاوان سختی راتاکنون برای این استقلال پرداخته اند.مردم یارسان نه تنها دارای  دین مستقل بلکه دارای ، پوشش ، زبان وفرهنگ خاص خودو حتی رسوم  متفاوت در  مراسم شادی وعزا هستند .به عنوان مثال میتوان ازمراسم ترحیم و فوت نام برد که در هنگام مرگ یک یارسانی ، پس ازشستشووکفن کردن وقرار دادن متوفی در داخل تابوت ویا وسیله ای که برای حمل مرده (به نام ته رم ) بکار می برند، جنازه  توسط جمع زیادی ازیارسانیان باخواندن سرود دینی دسته جمعی ونواختن ساز تنبوربه گورستان برده می شود و مراسم دفن را به دور ازشیون واعمال احساسی غیر منطقی به جا می آورند وپس ازبازگشت به منزل نیزکلام خواندن ادامه می یابدو باآمدن هر دسته ازمردم برای تسلیت گفتن،با تنبور وسرود دینی به پیشواز مهما نان می روند .زیرا یارسانیان باتوجه به اعتقاد به * دونای دون * كه به معنی *جامه به جامه *شدن است ، به مرگ به عنوان نابودی نگاه نمی کنند .وآن را مانند عوض کردن لباس می دانند.(یکی ازمباحث مهم مورد بحث درمقالات  آینده موضوع فلسفه مرگ در نظر یارسان خواهد بود)

همکنون به بررسی مقاله آقای یوسف کریمی (هومت)می پردازیم :

جناب آقای یوسف کریمی  در کنار ارسال ایمیل ،مقاله را در سایت یاریکوردنیز گذاشته بودند ،که این موضوع موجب خوشحالی اینجانب گردید، لیکن جای گله مندی ازسایت یاریکورد است که چرا سریعا مقاله را ازسایت برداشتند؟ زیرا یکی ازاهداف  این حقیر ،ازاین حرکت وروش، گشودن باب گفتگو ودیالوگ دوستانه و منطقی ،وتبادل افکار ونظرها می باشد.بنابراین ازسایت یاریکورد خواهشمندم مجددا مقاله این عزیز یارسانی را در سایت قرار بدهند.

واما آقای کریمی ، جنابعالی در مقدمه مقاله تان نوشته اید که **نیت ازارسال نامه ،انتقاد ،ایراد،وپیشنهاد ،نیست **، من دراین مورد بحثی نمی کنم وقضاوت رابه خوانندگان آگاه وفهیم واگذار  می نمایم.ولی به اختصار به بررسی رئوس مطالب شما به ترتیب همان نامه می پردازم.

البته ضمن پوزش از خوانندگان عزیز به اطلاع میرسانم که در این شماره ازمقاله ،پرداختن به مقاله ی آقای کریمی ، عملا مرا وادار به اشاره به موضوعاتی می کند که شرح کامل آنها در اینجا مقدورنیست و من آنها را  در مقالات آینده به صورت جامع ومفصل  مورد  بحث وبررسی قرار خواهم داد.

1.برادر بزگواردررابطه بااینکه نوشته اید،* مباحث زیاد ،در حجم کم آمده است *،کاملا صحیح می فرمایید. ومن هم به همین دلیل ازابتدا تصمیم گرفتم  که در هر مقاله به یک موضوع (البته بر اساس اولویت ومهم بودن ) بپردازم ،بااین وصف واقعا نمی توان کلیه توضیحات را در یک مقاله گنجاند.وازطرفی ،اگربخواهم ،همه دستنوشته ومقالاتی تحقیقاتی راکه تاکنون در رابطه با هر موضوع  نوشته ام در مقاله قرار دهم ، آنگاه به قول معروف ،،مثنوی هفتاد من خواهد شد،،.لیکن سعی کرده و خواهم نمود که با حداقل توضیحات ، اصل  موضوع رابیان وحق مطلب را اداکنم .البته مسائلی که در مقاله قبلی در زمینه وزن وقافیه ودیگر مشخصات ،متون دین یاری مطرح گردید ،تنها جهت دادن بیان اطلاعات ابتدایی وسطحی ،وبه جهت آشنایی بعضی از دوستا ن مشتاق بوده ودر صورت تقاضا ودرخواست ،امکان ادامه تخصصی آن فراهم است .

2.در جای دیگر نوشته اید که :   (*دفاتر اصل وبدل نداریم وفقط در مواردی اشکالات جزیی در نوشتار بوده *. )

دوست گرامی قبل از پرداختن به این بحث توجه شما را به یک  مبحث عمومی ، اجتماعی جلب می کنم :

 یکی ازتفاوت های  جوامع پیرو دمکراسی وآزادی  و جوامع دیکتاتوری ،مثل کشورهای شرقی وآسیایی ،در پذیرش واقعیت های تلخ ،همچون  آسیب هاوناهنجاری ها وبیماری های مختلف روانی  ، فرهنگی وسیاسی اجتماعی ،در جامعه می باشد.ودر واقع پذیرش وجود آن ها (اکه بر خلاف میل ما وجود دارند) کمک شا یانی  درحل معضل ودرمان درد می کند.اینکه در عمل کدام روش (انکار ، یا پذیرش تلخ واقعیت ) موفقیت آمیز بوده است، تجربه موفق کشورهای دارای دمکراسی گواه صدق ،موضوع است .اکنون عصر عصر انفجار ارتباطات است ،هر کس  حتی در ده کوره های ایران ،می تواند با یک کامپیوترو اتصال به اینترنت ، حجم زیادی  ازاطلاعات در زمینه های مختلف دریافت نماید ،دیگر ما نمی توانیم مثل کبک سر خود را زیر برف کرده  وواقعیت تلخ موجود را در عرصه های مختلف جامعه وزندگی نادیده بگیریم .فرزندان ما آ گاه تر ازآن هستند که بتوانیم با روش های سابق  ویابعضی اصطلاحات ،مانند **سڕ مگو **و.....پاسخ سئوالاتشان را ندهیم .ما باید روشنگری کنیم ،بایددین یاری را ازمحاق وپوشش در بیاوریم،سالهای سال است که یاری ویارسان برای در امان ماندن ، خود را استتار نموده،ونتیجه  این استتار آن  شده که،دیگران  از این موضوع حداکثرسوء استفاده را کرده اند ومارا شاخه ای از خود ،معرفی کرده اند، نه ، ما شاخه نیستیم ،* یاری * درخت تنومندی است که ریشه در اعصار کهن فرهنگ  پاک وزیبای کردی دارد ،نه در فرهنگ بیگانگان مهاجم .،سالهاست که گوهر گرانبهای یاری در زیر خروارها باورهای سنتی وخرافات واندیشه های التقاطی، به دلایل وبهانه های مختلف ، پنهان مانده است ،علی رغم کثرت جمعیت یارسانی ها ، همواره در طول تاریخ معاصر وعلی الخصوص در سالهای پس ازانقلاب ،ناشناخته باقی مانده ایم، وهیچگاه به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت شناخته نشده ایم ،این در حالیست که مجموع کل  جمعیت  اقلیت های دینی  و مذهبی ،در ایران (چه آنان که به رسمیت شناخته شده وچه آنان که شناخته نشده اند)ازیارسانیان بسیار کمتر است . و در عرصه جهانی نیزمتاسفانه وضعی مشابه داریم . سالهاست که ، بهایی ها ، با آنکه قدمتشان تنها 160 سال بیشتر نیست وبه گفته خود شان ،منشعبینی از شیعه می باشند  و حداقل در 80 درصد ازعقائدشان بامذهب شیعه مشترک هستند،در سایه ی اتحاد وهمبستگی پیروانشان ، در مجامع بین المللی به عنوان اقلیت مذهبی تحت ستم در ایران ، شناخته شده اند واکنون همه ی کشورها و سازمان های حقوق بشری ازآنان دفاع می کنند ،و این در حالیست که یارسانیان ، هنوز در عرصه بین المللی آنچنان شناخته نشده اند که مورد حمایت جامعه بین الملل قرار بگیرد، بخشی ازاین تقصیر ،ناشی از خود سا نسوری هاو تفرقه در میان  خودمان است .  اکنون باید همت کنیم وزنگار زدایی وروشنگری نماییم ، هر چند که ممکن است لازم باشد ،دراین راه دچار خطرات ومشکلاتی نیز بشویم.

وامادر رابطه با اینکه گفته اید مگر متون اصل و بدل داریم ؟ البته شما واکثریارسانی ها  میدانند که اسناد ومتون اصل و غیر اصل داریم،ولی شاید نگرانی ما از آن جهت باشد که بیگانگان ونامحرمان ودشمنان یاری ممکن است برما طعنه زنند که :یارسانی ها خودشان اعتراف می کنند که متون تحریف شده ودستکاری شده  دارند،شاید  فکر می کنیم که  دشمنان یارسان  از این موضوع  بی خبرند،کافیست سری به سایتهای حوزه علمیه قم (دفتر استفتائات)ویادیگر سایت هاووبلاگ ها مثل وبلاگ ،خانم ماندانا یادگاری بزنیم ،تا میزان اطلاعاتشان را در این مورد بیابیم. در واقع   ایده و تاکتیک  تغییر وتحریف، متون دینی ،توسط همین بیگانگان در صدههاسال پیش  آغاز گردید و سعی کردند مارا به این وسیله از بین ببرند. ،آنها درطی قرنها  ، در  ابتدا  با حذف فیزیکی وسرکوب وکشتار اقدام به نابودی یارسانی ها کردند، گواه این موضوع این سئوال است که * براستی چرا در منطقی اوراما نات وپاوه و اطراف زیارتگاه سلطان،شما نمی توانید یک روستا و یایک خانه ویایک نفر را بیابید که اهل آن منطقه ویارسانی باشد ؟ آری آنان بعدازشکست  سیاست حذف  ،با سوء استفاده ازمسئله استتار دین یاری در پشت تشیع ،تصمیم به نابودی از طریق نفوذ وایجاد انحراف در اعتقادات ،وتحریف بعضی ازمتون ( البته به کمک بعضی ازیارسانیان ناآگاه )به شیوه های مختلف کردند . مگرچه اشکالی دارد که صادقانه اعلام کنیم که خوشبختانه در کنار آثار تحریف شده ،آثار بکر و دست نخورده مان ،هنوز  موجود است آثاری که تاکنون ازدسترس بیگانگان در امان مانده است آثاری مانند دفتر پردیوری وسی وشش شاعره گوران وسایر دفا تری که در گوران وجود دارد. ما باید این واقعیت را بپذیریم وبه فرزندانمان توضیح دهیم ،به آنان یاد بدهیم که چگونه میتوان آثاراندیشه ها وکلام های جعلی را از طریق * شناخت فلسفه وجودی یارسان * شناسایی کرد،اگر فرزندان ما اززبان خودمان این موضوع را بشنوند بهتر است تا از زبان بیگانگان .ویا بدون آمادگی وآگاهی تعدد متون دینی را در بازار واینترنت ببینند و بااینهمه آثار روبرو شوند . یارسان باید با یک جاکردن ویکسان کردن نظرات در زمینه ،موضوعاتی چون ،چگونگی آفرینش ،مردن ،زندگی ،زیارت ،عبادات ودیگر مسا ئل  خود بر اساس فلسفه یاری ، یک بار برای همیشه گرد هم آیند و به اتفاق نظر برسندوگرنه دشمنان یارسان هر روز در پی یک ترفند جدید برای گسترش تفرقه وعداوت در بین اقوام وطوایف یارسانی بوده وخواهند بود .به عنوان مثال ،یکی از توطئه های  بزرگ که سالها بوسیله آن تفرقه انداخته  وعده ای کمی  ازیارسانی ها نیز در دام آنان افتاده اند،موضوع ،اختلاف بین شاه ابراهیم وبابایادگار است که با ساختن یک داستان ساختگی ،کما کان  ازاتحاد یارسان جلوگیری کرده اند،در حالیکه  ،همه می دانیم که شاه ابراهیم و بابایادگار دو بازوی نیرومند سلطان ودو پیر بزرگ یارسان هستند وهیچ اختلافی با یکدیگر نداشته اند ،وشاهد ودلیل ماگفتگوی محترمانه ودوستانه  این دو پیر بزگوار در کلام دفتر پردیوری در قسمت *زڵال زڵال * می باشد .بنابر این امروز لزوم اتحاد و همبستگی بیش ازبیش ضروری ست تا بتوانیم در مقا بل توطئه ها وطعنه های دشمنان یاری بایستیم   به قول کلام یاری :

بلمێ او سراو  بێمێ و جووره       طعنه مێیده ای خڵکه کوره    بنگه ێ یار بستن کیش مووزو وره

معنی کلام :به اصل سراب یاری می رویم و می آییم ، طعنه بر مانزنید ای جماعت کور ونابینا ، سد ی را که یار بنا کرده چه کسی میتواند خراب کند؟

حال با توجه به مسائل فوق الذکر در اینجا لیست دفاتری را که در کتابخانه خود دارم به اطلاعتان می رسانم : الف :دفتر پردیوری آقای سید کاظم نیک نژادکه به نام *گنجینه یاری * منتشر کرده اند. (ایشان ازسادات محترم خاندان  یادگاری همدان وساکن تهران  و صاحب جم خانه نیز هستند)البته آثار دیگری نیزمنتشر کرده اند که عبارتند از: کلام شیخ امیر،کلام تیمور ،کلام قوشچی اوغلی و... ب :دفترپردیوری آقای سید محمد حسینی که ازسادات محترم خاندان شاه ابراهیمی می باشند، به نام *دیوان گوره *  که در حدود چهار سال پیش در ایران به چاپ رسیده است و همکنون نیز در بازار موجود است. پ: دفتر پردیوری آقای طیب طاهری (ازیارسانی های شهر صحنه )  که آن رابه نام * سر انجام *در سلیمانیه کردستان عراق به چاپ رسانده وتعدادی را نیز روانه  کتابفروشی های ایران کرده است . ت :دفتر پریوری جم خانه سعدی در تهران مربوط به  آقای سید احمد حسینی (جناب)  ث :دفتر پردیوری کاکه ای های عراق که به صورت دستنویس میباشد . ج :دفتاتر ومتون دین یاری که توسط گروه * نورالهی * تهیه وتنظیم وچاپ گردیده است. ح :دفتر پردیوری و سایر متون دین یاری (همچون سی وشش شاعره آسید براکه ،دفترشیخ امیرو... )،که در گوران موجود می باشد و با خط شکسته و یا نستعلیق نوشته شده وبه صورت کپی تکثیر گردیده است .

به غیر ازآثاری که توسط یارسانی ها منتشر گردیده ،آثار زیادی نیز توسط محققین غیر یارسانی داخل و خارج  چاپ شده که اهم آنها ،به شرح ذیل می باشد:نامه سرانجام وکلام خزانه ، نام آوران یارسان و چند اثر دیگراز صدیق بوره که یی،چاپ ایران ،همراه با ترجمه وتفسیر. /کاکه ای ها :از محمد امینی ،چاپ سلیمانیه /و آثار ماشاالله سوری به همراه ترجمه وتفسیر کلام پردیوری /آثار پرفسور فریبرز همزه ای استاد دانشگاه رازی کرمانشاه، به زبان انگلیسی به همراه ترجمه وتفسیر کلام ها /آثار پرفسور روسی مینورسکی به همراه تفسیر وترجمه کلام  به زبان انگلیسی وروسی و.....

در اینجالازم است که مجددا یادآوری نمایم که منظور اینجانب از دفا تر ومتون اصل ،در مقاله قبلی ،منظور  دفاتر گوران بوده است که علت ودلیل اینکه چرا آن  را اصل و بکر می دانم ودر مقاله ها وتحقیقاتم به آنها استناد میکنم ، در مقا له بعدی در هفته آینده  به خوانندگان عزیز ارائه  خواهد شد .

3. در مورد کلمه * پردیور * من آن را تحت اللفظی به معنی  *آن طرف پل * معنی کرده ام و گفته ام منظور جم و بێاوبسی است که سلطان در آن جا با یارانش داشت اما شما  پردیور را چنین معنی کرده اید :

(*  پلی به نام "پل چینود یا پل چینوت" بود که به گمانم اگر فلسفه ی آیین یاری را که در مواردی مانند روز حشر، دونادون، معاد و ... در نظر گرفت تعریف و تفسیر بسیار زیبا و با معنی می توان از کلمه "پردیور" کرد که هم در بر گیرنده ی فلسفه ی این آیین است و هم تعریفی جامع از آن شده است.*)

برادر بزگوارمتاسفانه ،  سالیان درازیست که یارسانیان بسیاری ،اقدام به چاپ یا ترجمه وتفسیر متون دین یاری  نموده اند ،که اکثر قریب به اتفاق تفاسیر ، یا صددرصد (مثل تفاسیرگروه  نورالهی ها)ویا درصدی زیادی از آنها  ،در قالب فلسفه و ایدئولوژی ادیان سامی وعلی الخصوص ،دین اسلام وتشیع  می باشند و به اصطلاح یک دین اسلامیزه شده به مردم یارسان ارائه گردیده است در حالیکه کلیه ی اصول  وپایه ی دین یاری ازاساس وبنیان با دیگر ادیان تفاوت های بنیادی دارد . واقعیت این است که باتوجه به اعتقاد به دونای دون در دین یاری، عملا اعتقاد به جهنم وبهشت به سبک ادیان سامی وازجمله دین اسلام در یاری  وجود ندارد .بنابر این اعتقاد به پلی به نام   *صراط یا چینود * در دین یاری کاملا منتفی است. ضمنا باید یاداور شوم که اصطلاح  *پل چینود *مربوط به دین زرتشت است که به دین اسلام منتقل وبه پل صراط تغییر یافته است .البته در مقالات آتی به شرح کامل این موضوع و دلائل آن ،تحت عنوان مقاله ای به نام  *اثرات آسیمیلاسیون حکومتی وغیر حکومتی وتاثیر آن بردین یاری و جامعه یارسان * می پردازم .ولی به قول کلام یاری :

                  جه هفتادودودین برمان کردن                     سرمان وراێ یاری سپردن  

4. در قسمتی از مقاله من نوشته ام که :سلطان در دوره های مختلف در قالب جسم های انسانی ظاهر و وظایف خود را انجام داده اند وشما چنین نوشته اید :

( **  مگر از سلطان بالاتر  کسی را هم داریم؟ آن شخصی که به سلطان سهاک ماموریت داده و وظیفه ای برایش معین کرده است چه کسی می تواند باشد؟ **)

در این رابطه باید بگویم ازآنجا که متاسفانه بر اساس حاکم بودن  فرهنگ * رئیس ومرئوسی * در جامعه ما و اینکه  معمولافکر می کنیم در کنار کلمه *وظیفه  *حتماباید کسی به عنوان رئیس ،وجود داشته باشد تا دستور انجام وظیفه را بدهد (یعنی تقریبا نظامی فکر کردن )،می توان گفت باید انتظار سوء تعبیر و استنباط ا شتباه   ازکلمه * وظیفه  * را داشته باشیم و ازکلمه مناسب دیگری استفاده کنیم . البته ازطرفی   لازمه ی استفاده ازکلمه *وظیفه *حتی ازنظر ادبی ودستورزبان ،وجود شخص ثالثی به عنوان دستور دهنده نمی باشد .مثلا وقتی که شما فرد گرفتاری را می بینید و* وظیفه انسانی * خود را طبق وجدان انسانی به جا می آورید وبدون هیچ انتظاری به کمکش می شتابید ،چه کسی به شما دستور می دهد؟ ویا وقتی که شما در خانواده خودتان به عنوان یک پدر خوب ونمونه *وظایف *خود را انجام می هید ،چه کسی به شما دستور میدهد؟

5. در رابطه با اشتباه  نوشتن نام سلطان به صورت * سحاک * که فرموده اید  باید  * سهاک  * نوشته شود ،کاملا صحیح میفرمایید ،و من معمولا وقتی که به زبان کردی  می نویسم این نام را همانطور که شماگفتید صحیح  می نویسم ،که این مورد باید در هنگام نوشتن به زبان فارسی نیز رعایت گردد.ودر اینجا ازشما وخوانندگان عزیز ازاین بابت پوزش می طلبم .

6.آقای کریمی عزیز ،درمورد  نوع زبان متون یاری شما چنین نوشته اید :

(**در مورد زبان دفتری نوشته بودید که دفاتر ما به زبان هورامی می باشد. تا آنجایی که بنده اطلاع دارم زبان هورامی به زبان مردم پاوه و اطراف آن گفته می شود از لحاظ جغرافیایی عرض می کنم که منظور را بهتر برسانم و به اصطلاح زبان هورامی را "ماچو زبان" هم می گویند ولی در دفاتر ما جز دفتر عابدین جاف و ایل بیگی جاف، الباقی دفاتر چه دفاتر پردیوری و چه دفاتر بعد از پردیور مثل شیخ امیر و درویش نوروز و درویش تیمور و . . .  که اسم برده اید هیچ کدام به زبان هورامی نیست و باز این هم یکی دیگر از اشتباه بزرگان و اساتید گذشته است که با کمال تاسف هر از گاهی می بینیم که اشتباه های آنها به کرات تکرار شده و می شود. **)

آقای کریمی عزیز جنابعالی توضیحات زیادی داده اید اما بالاخره  نگفته اید  زبان متون دینی یاری چیست ؟اباید به استحضار  برسانم که *هورامی  * که به زبان *ماچو و انه * ویا ماچوماچو  * معروف است ،همان زبان متون دین یاری است که مستشرقین وزبان شناسان غربی ازجمله * پرفسور آلمانی به نام*  مکنزی *در حدود 65 سال پیش به  منطقه اورامانات آمده وسالهای سال تحقیق وبرسی نموده واین زبان را * گورانی *نامیده است،ویکی از قدیمی ترین وجالبترین ومستند ترین منابع ایشان ، *متون یاری * بوده است .یعنی اگر بخواهیم نام دیگری برای زبان هورامی ،قائل شویم ،باید به آن بگوئیم زبان  * گورانی *.پرفسور مکنزی زحمات بسیاری در این رابطه کشیده اند و لغت نامه ی زبان گورانی یا هورامی را به دو زبان آلمانی و انگلیسی  چاپ کرده اند که در اینترنت قابل دسترس می باشد.البته لازم به ذکر است که بعضی از مردم گوران و قلخانی زبان خود را زیر مجموعه زبان گورانی می دانند.

اخیرا نیز نویسندهای از مردم * لک  *منطقه جلاله وند کرمانشاه ،مثل آقای اسفندیاری ،اقدام به چاپ شاهنامه کردی ،نموده اند وروی  جلد آن باخط درشت نوشته اند :  *شاهنامه لکی* و مدعی شده اند که متون یارسان نیز به زبان لکی است ،جای بسی تعجب *زبان لکی * کجا و هورامی کجا؟ زبان لکی ملغمه ای اززبان لری و کردی وفارسی است و گرامر آن کاملا متفاوت با متون دین یاری است.

شما نوشته اید که کلام عابدین جاف و ایل بگی جاف به زبان هورامی است ،دوست عزیز به قول معروف * چیزی که عیان است ،چه حاجت به بیان است؟  هر دوی این بزرگان ازعلمای اهل تسنن *جافی زبان *که یکی از شاخه های زبان کردی سورانی است ،بوده اند وبه دین یاری ایمان آورده اند ، و زبان آنها مطلقا هورامی نیست .به این کلام عابدین جاف ، توجه کنید و بازبان سورانی وهورامی مقایسه کنید،این قسمت ازبحث اصلا نیازبه تخصص چندانی ندارد، کافیست این کلام را به یک سورانی زبان نشان دهید تا قضاوت کند:

یاران نازانم چیمه                   ئه م ڕۆ وکو رۆژان ترم نیمه

خۆداێ هفت آسمانگ و زوی به چاوی خوم دیمه

ویاکلام ایڵ بگی جاف :

هر وا بووه و هر وا  دوێ       اێڵه  هڵ گرد کڵاوه ێ چاوی

ادامه این بحث در مقالات آینده تحت عنوان * بررسی زبان دفا تر دین یاری ازنظر گراماتیک ودستوری * خواهد آمد.

در پایان امید است که همه بتوانیم بدور از کینه و بغض و پیش داوری های عجولانه ،در یک جو دوستانه به تبادل افکار بپردازیم. تکثر و تنوع افکار، موجبات رشدو بالندگی وتنویراندیشه ها خواهد شد. .یاری  را  یاری نمائیم . با تشکر .گوران یارسانی . 31/05/1388

کلام یاری :   یاری بکران ها یاری وشا                یاری بشێ ون ها گوره بشا

                         *************************************   

                اوڵمان یارن آخرمان یارن               اوڵ آخرمان شاێ خاونکارن

                            دستگیر دسمان شاه ابراهیم و یاریادگارن

gouran.yarsani@hotmail.com

  • email ناردنی هه‌واڵ به‌ ئیمێل
  • print چاپكردنی هه‌واڵ
  • Plain text ته‌نها به تێکست
قيم هذا المقال
0