نقدی بر مقالهای آقای فریدون حسینی
|
فریبت میدهد بر ، بر آسمان این سرخیِ بعد از سحرگه نیست۰حریفا! گوشِ سرما برده است این، یادگار سیلیِ سرد زمستان است۰(اخوان ثالث دیماه ۱۳۳۴) با سلام حضور مردم گرامی یارسان، گردانندگان سایت یاری کرد و آقای فریدون حسینی۰ این متن واکنشی است، به «نامه! پیشنهاد! سؤالات!» هم ولایتی عزیز و دانشمندمان آقای حسینی و البته در حد فهم و درک اینجانب۰ البته قبل از هر چیز باید عرض کنم که بنده نه ژورنالیستم(خبرنگار)، نه مدعی العموم نه وکیل و نه حتی یک کادر یاری کرد۰ بلکه تنها یک هوادار ساده۰ امیدوارم دوستان و آقای حسینی از اشکالات (گپ نوشتاری) اینجانب چشم پوشی بفرمایند۰ همچنین کسی آنرا حمل بر کدورت و یا کینه پراکنی شخصی نداند۰ امروز به لطف این صفحه مجازی(سایت یاری کرد) امکان ابراز توافقات و مخالفات (هر چند شدید) فراهم آمده۰ این مطالبند که مورد اعتراض قرار میگیرند و نه نگارنده آن۰ بعنوان مثال؛ شاید بنده و آقای حسینی در آینده بلحاظ تغییرات شرایط و در خلال مسیر پر پیچ و خم زندگی دیدگاهی به غایت متفاوت و حتی متضاد با امروز داشته باشیم؟ لذا جای شکر باقی است که ایشان در زمان نگارش مطلب خویش، بقول خود «محترمانه ودر چارچوب اخلاق اجتماعی و ژورنالیستی وبادر نظر گرفتن عرف معمول ورایج» نگارش فرموده اند!! بمنظور احترام برای وقت و شعورخوانندگان عزیز و آقای حسینی، تعارفات را کنار مینهم و فقط به بخشهائی از نوشته ایشان اشاره خواهم کرد که گرانتر و شاید از انصاف به دوراند۰ ایشان در ابتدای (نقد) خود مینوسد؛ «که با نگاه واقع بینانه، و ژورنالیستی و با واقع بینی و بسیارروشن و واضح انتقاد خویش را ،مستدل ومستند و بی پرده۰۰۰» سؤال حقیر از ایشان اینست؛ آقای محترم بر اساس چه معیارهائی این القاب را برای خود قائل میشوید؟ واقع بینی شما در چیست؟ شما از سند و استدلال نام میبرید! کدام سند، چه استدلالی؟ همانطور که احتمالاً می پذیریم: شما نیز مانند بنده و هر انسان دیگری حق دارید نظر داشته و آن را بیان کنید، اما تطابق نظراتمان با واقعیات به وقع واقعه در قالب حال و آینده (پروسه زمان)بستگی دارد نه خیالات خودمان! سپس موضوعشان را اینگونه دنبال میکنند؛« نقد مقاله را به اختصار در چند بند خدمتتان عرض می نمایم»۰ حال آنکه اگر درست فهمیده باشم مطلب یاری کرد مقاله نیست، بلکه بیانیه است۰ راجع به طول و عرض بیانیه یاری کرد: قوت ادبیات سیاسی در حجم مطلب (متری و یا خرواری) نیست۰ (اصلاح طلبان) از بدو انقلاب تا به امروز تمام دستگاهای تبلیغاتی نظام جمهوری اسلامی را در اختیار داشتند۰ از خرداد ماه به بعد نیز تقریباً اکثر بنگاه های (خبری) فارسی زبان برون مرزی را در اختیار دارند۰ آنها به امورات خویش میپردازند و جریانات دیگر از جمله یاری کرد با وجود کمبود امکانات با عدم تمرکز تمام و کمال بر آنچه که (جنبش سبز مینامندش) فعالیت خود را ادامه میدهند۰ احتمالا میدانید که اکثر جریانات سیاسی کرد از جمله، حزب دمکرات، کومله، یاریکرد۰۰۰بلافاصله خشونتهای روا شده به معترضین را شدیداً محکوم کردند، اما بدلیل اینکه (سران) جنبش سبز هیچگونه ضمانت اجرائی برای حل مسئله کرد ارائه ننمودند، و اتفاقاً بر خلاف نوشته شما نه فقط یاری کرد «غافلگیر و سر در گم» نشد بلکه مانند اغلب جریانات سیاسی کرد بدلیل شناخت و تجاربی که نسبت به تمایل حکومت اسلامی برای بکارگیری شدید خشنونت در مناطق کرد نشین دارد، تقریبا اکثر این احزاب با سکوت هوشمند خود؛ موضعگیری، شرکت و یا عدم شرکت افراد در این جنبش را به عهده خود آنان نهادند۰ در نتیجه اگر استنباطم درست باشد، یاری کرد اهل تعیین تکلیف نبوده و برای شعور انسانها اعتبار قائل است۰ و اما در ادامه مینویسید که؛ «تا آنان(هواداران یاری کرد) نیز تکلیف خود را در این مورد بدانند ومنفعلانه برخورد ننمایند که به عنوان مثال آیا در اعتراضات داخل یا خارج از کشور شرکت بنمایند یا ننمایند ؟ هر چند که هنوز هم این موضوع برای هواداران شما مشخص نشده است». شما این یقین را از کجا حاصل فرموده اید؟ اگر مرکز آماری در دست دارید بگوئید، که حقیر نیز از آن مطلع شوم؟ آیا شما این حد از خود محوری را از شخص دیگری میپذیرید که خود را سخنگوی تمام هواداران یاری کرد بدانید؟ فکر نمکنید شاید بهتر بود با تبعیت از روحیه دمکراتیک فقط از طرف خودتان ابراز عقیده میکردید؟ شما که خود را دوست و خیر میدانید و از تنوع عقاید صحبت میکنید، خود حق دارید سبز جامه باشید ولی از دیگران و بخصوص یک جریان سیاسی بپذیرید که رویکرد و نظری متفاوت با شما داشته باشند۰ حال آنکه شما به شیوه ای ناروا و غیر قابل توجیه، برخورد آنان را«منفعلانه» میخوانید۰ بعنوان مثال حقیر بعنوان یک فرد بیانیه یاری کرد را در این حد میفهمم که همانطور که در مطلب آمده ؛ در محدوده قانون اساسی حاکم، و از آن جمله ولایت مطلقه فقیه و تبعیضات علنی موجود در آن و با توجه به تکرار اعلام وفاداری( سران اصلاحات) به این قوانین، آقایانِ سران عافیت ساز و پاسخگوی مسائل ملت کرد نسیتند۰ از این مرحله به بعد، صلاح مملکت خویش خسروان دانند۰ اگر فرد یا افرادی مدینه فاضله خویش را در آن میابند، بروند و شرکت کنند۰ ۰۰ درک من از بیانیه یاری کرد؛ تبعیت از حقوق بشر شرطی حداقلی برای رسیدن به دمکراسی میباشد۰ و با شناختی که از حزب برادر دمکرات و سابقه دیرین دوستی از زمان زنده یاد دکتر قاسملو با جریانات یارسانی موجود میباشد حزب دمکرات عمیقاً به این دو ارزش پایبند میباشد۰ و استراتژیهای این حزب مورد احترام میباشد۰ در پایان(سئوال ۳)آقای حسینی چنین مینویسند؛ «کدامیک از اپوزسیون قدرتمند خارج از کشور توان به راه انداختن ولو یک اعتصاب کوچک را دارد؟ کدام اپوزسیون دارای پایگاه مردمی است که بتواند هژمونی ورادیکالیزه کردن مبارزات و اعتراضات را در دست بگیرد؟ وهمه ی خواسته های خلق های ایران از جمله «ملت کرد» را محقق سازد؟» و در «بند» ۶ اظافه میکنید؛ «مثلا اگرهمه اپوزسیون اعم از داخل وخارج از کشور ، کرد وغیر کرد ، یارسانی وغیر یارسانی روزی روزگا ری ، به این باور برسند و از انشعاب های مکرر ،تهمت وبرچسب زدن ، قهر کردن سیاسی ، خصومت های شخصی وعشیره ای و.......خسته بشوند وتصمیم به اتحاد حول محور مبارزه با خصم مشترک (یعنی رژیم اسلامی ایران )بگیرند وهمدل وهمراه با اعتراضات مردمی ، رژیم را سرنگون کنند ، وبا تشکیل حکومت های فدرال ، کرد ، بلوچ، ترک و.......هماهنگ با حکومت مرکزی تهران در کلیه تصمیم گیر ی ها ی اقتصادی سیاسی اجتماعی سهیم شوند ، با دمکراسی وحقوق بشرمغایرت دارد؟» آقای گرامی گنجاندن عقاید آشکارتان در بیشی از نصف به ظاهر (سؤالاتتان) کمی دور از بقول خودتان «اخلاق ژورنالیستی» است! چرا که کافی است علامت سؤال(؟ و کدام ۰۰۰) را از جملات شما حذف کرد تا منظورتان علنی شود۰ فرض بفرمائید که از شما بپرسم؛ کدام فصل سال گرمتر از تابستان است؟ جواب شما و هر مخاطب دیگری چه خواهد بود؟! طرح اینگونه سؤالاتی برای یک کودک ۳تا ۷ ساله و یک معلول ذهنی شاید جالب باشد، اما برای یک انسان عاقل و بالغ۰۰۰! جنابعالی حق دارید از روی دوستی فردی را نصیحت کنید و یا یک جریان سیاسی را به نقد بکشید ۰ اما شما به نحوی یاری کرد را نصیحت میکنید که گوئی این جریان علاوه بر سردرگم بودن حتی با الفبای سیاسی آشنائی ندارد۰ شما مینویسید؛ « ۷ همانطور که در بالا گفته شد بهتربود که از کلی گویی خودداری می نمودید و رودربایستی را هم کنار می گذاشتید وضمن اعلام مواضع خودتان ، به طور مشخص وصریح وبا ذکر نام از مواضع حزب یا سازمان های مورد نظرتان انتقاد می کردید ،تا مخاطبین تان گیج ومبهوت نگردند. البته مجموع انتقادات شما تقریبا متوجه چندین تشکل وجریان سیاسی از جمله « حزب دمکرات کردستان ایران » می گردد ، زیرا این حزب هم از جنبش سبز دفاع کرده وهم تحقق خواسته های ملت کرد را در چارچوب ایران آزاد وآباد وبا دمکراسی وحکومت فدرال (البته همراه با حفظ تمامیت ارضی ایران) قبول دارد.» و یا «اولا در اینجا کلیه ی اپوزسیون را بدون هیچ دلیل مشخص وبدون بررسی مدون ،مستند ومستدل ، متهم به نفهمیدن وعدم درک حقوق بشر نموده اید» و و و۰ اگر اینچنین است پس بیائید و برای هیئت مدیره یاری کرد و دیگر جریانات و همچنین مردم یارسان و حتی کل کردستان کلاس درس تشکیل دهید تا از محضرتان علم بیاموزند۰ یاری کرد مانند هر حرکت سیاسی مستقل حق دارد به شیوهائی متمدنانه دیگر جریانات را به چالش کشیده و یا خواهان درک امکان حد و درجه همسوئی خود با آنان باشد۰ این رویکرد را در سیاست دیپلماسی شفاف و اراده گرا میخوانند۰
در ادامه لازم میدانم که برای رفع ابهام و در سطح فهم خود استدلال خود از اینکه چرا تمامیت ارضی میتواند با حقوق بشر و دمکراسی در تضاد باشد را به اطلاعتان برسانم: در ماده یک از پاراگراف اول اهداف سازمان ملل( منشور جهانی حقوق بشر) میخوانیم؛ نیل به روابط دوستانه در بین ملل بر اساس پرنسیپ برابری حقوق و حق انتخاب و اتخاذ انواع تدابیر(حق تعیین سرنوشت) ۰۰۰ از طرف دیگر میدانیم که دمکراسی انواع گوناگون و به طبع تعاریف متنوعی دارد۰ اما احتمالاً همگی بپذیریم که تعریف مشترک دمکراسی عبارت است از؛ آزادی برای انتخاب ازطریق مراجعه به آراء عمومی ( برگرفته از فرهنگ واژگان فلسفی اثر ای۰ ویل و س۰اورو)۰ اگر با دو اصل فوق موافق باشیم و اگر بپذیریم که مرزهای ژئوپولیتیک (سیاسی جغرافیای) ایران توسط قدرتهای حاکم تحمیل شده و نه ملل ایران (از طریق مراجعه به صندوقهای رأی) نمیتوانیم منکر تضاد اینگونه تمامیت ارضی با حقوق بشر و دمکراسی باشیم۰ البته اگر زمانی انتخاباتی برگزار شود و اکثریت ملل یا مللی سرزمین خود را جزعی از ایران بدانند مسلما اینجانب مطیع اراده اکثریت خواهم بود و در آن شرایط تمامیت ارضی حاصله از انتخابات منافاتی با اصول فوق نخواهد داشت۰ آقای حسینی و یا بنده و یا هر حزب و جریان سیاسی محقیم و امری است طبیعی که دارای عقیده، برنامه و استراژی خاص خود باشیم، اما تنها تصمیم مشروع درباره چگونگی و حدود ساختار سیاسی و انتخاب نهائی آن، نتایج آراء اتخاذ شده اهالی هر دیار میباشد و نه غیر۰ ضمنا قرار نیست حتما چهار پارچه کردستان در یک محدوده و به اسم کشوری واحد تعریف شود؛ امروز میدانید که؛ آلمان و اطریش دو کشور هم زبان و هم فرهنگ میباشند این دو کشور ضمن برخورداری از روابطی بسیار نزدیک و صمیمانه هر دو دارای نماینده مستقلی در سازمان ملل متحد بوده و سیاستهای خاص خود را دارند۰ در عوض ژرمنهای سوئیس و بلژیک طی چند دوره رفراندم و در زمانهای متفاوت ، آزادانه یک سیستم سیاسی متفاوتی را برگزیده اند و هر یک از استقلالی بالائی برخوردارند۰ بصورتی که دارای مجلس و حکومتی فدرالند و هر وقت اراده کنند میتوانند از کشورهای مطبوع خود مستقل شده و یا کماکان جزئی از آن کشور باشند۰ در پایان بدلیل علاقه به یارسان و فعالین فرهنگی، سیاسی واز آن جمله یاری کرد خود را با این دو هدف از اهداف این سازمان و بخصوص سعیش در راه احقاق حقوق بشر و آزادی از طریق فعالیت فرهنگی همسو میدانم و در صورتیکه احساس کنم که اجحاف و خلط مبحثی صورت گرفته باشد قادر به سکوت نخواهم بود۰ تکرار میکنم؛ عرایض بنده صرفاً شخصی و اعتبارش در حد فردی است و نه بیشتر۰ ط سلطانی
| |
