در حاشيه خشونت اخير در مناطق قلخاني و دالا‌هوي كرمانشاه | نویسراوه | لاپه‌ڕه‌ی سه‌ره‌کی

در حاشيه خشونت اخير در مناطق قلخاني و دالا‌هوي كرمانشاه

image

احسان هوشمند

در خبر‌ها آمده بود كه در منطقه دالا‌هوي كرمانشاه پس از كمين يكي از گروه‌هاي مسلح منطقه حدود 8 نفر از هموطنان قلخاني كشته مي‌شوند و كشته‌ها حدود سه ساعت در اختيار نيروهاي مسلح اين گروه قرار داشته و نهايتا اجساد را به قول يكي از سامانه‌هاي مجازي وابسته به جريان‌هاي كردي <بعد از سه ساعت كه به‌قول پيشمرگان... اجساد كشته‌شدگان را در اختيار داشته‌اند آنها را به طرز فجيعي به آتش مي‌كشند. >مناطق كردنشين غرب كشور در دهه اول پس از انقلا‌ب با بروز درگيري‌هاي نظامي احزاب با نيروهاي دولتي با تلفات انساني قابل‌توجهي روبه‌رو شد؛ پديده‌اي كه عوارض منÙ
�ي آن تا امروز، گذشته از كشته شدن صدها تن از نيروهاي انساني، بر ساختار اجتماعي و اقتصادي اين مناطق سنگيني مي‌كند.


در چند سال اخير بروز برخي درگيري‌هاي محدود در منطقه موجب شكل‌گيري نگراني مردم در اين مناطق شده است. تاثير اين‌گونه ناامني‌ها بر اقتصاد كم‌جان و كم‌رمق منطقه، عقب‌ماندگي اقتصادي وكاهش سرمايه‌گذاري و گسترش فقر و بيكاري ناشي از اين فضاي رواني، چيزي نيست كه از نظر مردم اين مناطق دور بماند. ضمن آنكه در خشونت‌هاي محدود اخير گذشته از مسائل فوق، چيزي كه موجب گسترش نگراني‌ها مي‌شود پيامد‌ها و نتايج خواسته و ناخواسته‌اي است كه ممكن است در پي شكل‌گيري نوع تازه‌اي از خشونت تكان‌دهنده، آن‌هم در منطقه‌اي كه بافت عشيره‌اي عميقي دارد، ظهور و برÙ
�ز نمايد. ‌ شايد در كنار اخبار روزمره، كشته شدن 8 نفر از جوانان قلخاني و گوران در نظر اول چندان خبر بااهميتي نباشد و اعمال خشونت بر اجساد اين كشته‌شده‌ها در لا‌به‌لا‌ي اخبار پنهان شود اما براي اهالي اين مناطق ظهور و بروز چنين رويدادهاي كم‌سابقه و بي‌سابقه‌اي مي‌تواند منشا و سرآغازي براي رويداد‌هاي ديگر قلمداد شود! بي‌گمان در چنين اوضاع و احوالي محكوميت خشونت و خشونت‌ورزي وظيفه نخست حقوق بشري! فعالا‌ن سياسي و فرهنگي ايران و به‌خصوص فعالا‌ن كرد است. جدا از وظيفه انساني و حقوق بشري محكوميت چنين رويداد‌هايي و بي‌توجهي به ابعاد چنين حوا
دثي ممكن است نتايج ناگوار و ناخواسته‌اي در پي داشته باشد. به نظر مي‌رسد سكوت رسانه‌هاي داخلي و صدا وسيما و فعالا‌ن فرهنگي و سياسي در برابر اين‌گونه حوادث و رويدادها، علي‌رغم ادعاهاي بي‌شمار و پرطمطراق مردم‌خواهي برخي جريان‌ها، گروه‌ها و فعالا‌ن فرهنگي و سياسي و نيز اصحاب رسانه از نظر مردم هشيار، پديده قابل قبول و برازنده‌اي نيست. به قول ملك الشعراي بهار


وآنكه دو صد ادعا به عشق فزون داشت


بين كه چه آهسته مي‌كشد نفس امروز


بررسي چرايي شكل‌گيري اين رويدادها و خشونت‌ها و كاركرد‌ها و پيامد‌هاي آن نيز از مسائلي است كه در ايران معمولا‌ از نظر‌ها مغفول مي‌ماند. هنوز مطالعه و بررسي چرايي و ابعاد درگيري و پيامد‌هاي آن در مناطق كردنشين در دهه اول پس از انقلا‌ب در مطالعات ايران‌شناسي جايگاه در خور خود را نيافته است. بي‌توجهي جامعه دانشگاهي، پژوهشگران و البته رسانه‌هاي جمعي به اين مسائل بااهميت، نشاني از اين كاستي‌ها در موضوعات مهمي است كه با سرنوشت و جان و مال ايرانيان رو در رو بوده وهست. شايد اكنون زمان اين بازنگري‌ها فرارسيده باشد.

  • email ناردنی هه‌واڵ به‌ ئیمێل
  • print چاپكردنی هه‌واڵ
  • Plain text ته‌نها به تێکست
قيم هذا المقال
0