آقای خامنه ای من هم یک کرد یارسا نی (اهل حق ) محارب هستم ، مرا هم اعدام کنید
دادستان کل جمهوری اسلامی هفته گذشته اعلام نمود: « شرکت درتظاهرات واعتراضات خیابانی وشعا ردادن برعلیه نظام جمهوری اسلامی ولایت فقیه از مصاد یق بارز محاربه با حکومت اسلامی وولی فقیه است ومتخلفین براساس قانون مجازات اسلامی به اشد مجازات (یعنی اعدام)خواهند رسید » . وهمکنون نیز پنج نفرازدستگیرشدگان حوادث عاشورا به همین اتهام محکوم به اعدام شده اند.
البته از نظر معنی لغوی محارب در فرهنگ لغت فارسی به معنی جنگجو ورزمنده می باشد ولی از نظر فقه اسلامی باتوجه به ریشه کلمه محارب که از کلمه < حرب >به معنای جنگ ویا جنگیدن می آید بدین معنی است که هرکس برعلیه دولت وحاکم اسلامی شورش نماید محارب خوانده می شود وحکمش اعدام است.
به دنبال این خبر همه ی مردم ومبارزین جنبش اعتراضی ایران در یک اقدام زیبا ومتحدانه جهت حمایت از زندانیان سیاسی ، همگی به وسیله اینترنت در< فیس بوک > وسایر سایت های اینترنتی به عنوان < محارب >ثبت نام کرده اند واعلام کرده اند که همگی محاربند وبدینوسیله ضمن پشتیبانی از زندانیان سیاسی دربند ، خواهان آزادی این عزیزان گردیده اند.
آری اکنون با این حساب ، میلیونها ایرانی که بیش از هفت ماه است که درکوچه وخیابان شعار« مرگ برخامنه ای ،مرگ بر اصل ولایت فقیه ومرگ بردیکتاتور» سرمی دهند محاربند، اما من سالهاست که محاربم ، یک محارب فطری وابدی ، پدرومادروهمه اجدادم نیز محارب بوده اند می دانید چرا؟چون اولا من یک کورد هستم وهیچگاه درهیچ دوره تاریخی در هیچ دولتی مرا به رسمیت نشناخته اند واز حقوق یک شهروند عادی برخوردارنبوده ام ، دوما < کورد غیرمسلمان > ، کورد < یارسانی >، که درایران مرا به« نام اهل حق »می شناسند البته متاسفانه به دلیل سیاست یکسان سازی (آسیمیلاسیون)وسرکوب اقلیت های ملیتی ،قومی ودینی درطول تاریخ ، ونپذیرفتن دین بیگانه تا کنون نتوانسته ام از نام اصلی خود استفاده نمایم و برای فرار ورهایی از دیگر نامهای جعلی وتوهین آمیز وتحقیر آمیز(مانند شیطان پرست ،علی اللهی،و....) که به من نسبت می دادند،مجبور شدم نام تحمیلی« اهل حق » را برخود بپذیزم تا کمتر مورد اذ یت وآزار قرار بگیرم ، در حالیکه نام اصلی مردم ما، برگرفته از نام دینمان (یعنی دین یاری ) « یارسان »می باشد.در کشورایران ازدیرباز« کورد ها» به جرم کورد بودن ،شهروند درجه دو م شناخته شده اندوموردظلم مضاعف قرار گرفته اندوحقوقشان نادیده گرفته شده، پس از یک نظرچون کورد اولا کوردهستم و دیگراینکه به دلیل مسلمان نبودنم،یعنی دین من نیز کوردی وکتاب مقدس دینیم نیز به زبان شیرین کردی« گورانی »است وازاین نظر،همچون سایر اقلیت های دینی شهروند درجه سه محسوب می شوم وموردظلمی چند برابرقرارمیگیرم وباز هم ظلمی بیشترازسایرهموطنان اقلیت های دینی به من می شود،وشهرونددرجه چهارمحسوب می شوم ، زیرا ،حکومت اسلامی آنان را« اهل کتاب می نامند»ودین آنان حداقل در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده ونماینده ای در پارلمان دارند ولی دین من نه تنها به رسمیت شناخته نشده بلکه مرا مجبور می کنند که بگویم شاخه ای از تشیع اسلامی هستم وحق ندارم در مراسم ومناسبت های رسمی وغیررسمی در مدرسه ،دانشگاه ،کوچه وبازارو.....نامی از دینم بیاورم ،درحالیکه ما جمعیتی در حدود یک ونیم میلیون نفردر کل ایران هستیم ودرکشورهای همسایه نیز مجموعا همین جمعیت را داریم. اما نه تنها هیچ نماینده ای در مجلس ایران ویا موسسه واداره دولتی نداریم بلکه نمی توانیم با مشخصات وهویت واقعی فرهنگی دینی خود زندگی کنیم،تحصیل کنیم ،شغل داشته باشیم،و..........
من یک محاربم زیرا ،با آنکه به اجبار مرا شاخه ای از شیعه و مسلمان می نامند اما باز هم اطمینان ندارندوهیچ پست مدیریتی را به ما نمی دهند، وتاکنون بخشدار ،شهردار ،رئیس آموزش وپرورش ،رئیس بهداری روستا ویا شهرما را از ملیت فارس والبته شیعه اثنی عشری بدون نظر ما انتخاب ومنصوب کرده اندووقتی که اعتراض می کنیم می گویند :« بروید خدا را شکر کنید که از شما <جزیه > نمی گیریم » . در واقع جزیه مبلغ پولی بوده که در صدراسلام از کافرانی که در سرزمین اسلام زندگی می کردند و اهل جنگ واعتراض نبودند اخذ می گردید،یعنی به آنان لطف می شد در ازای پرداخت مبلغی به خزانه حکومت اسلامی ، فقط از نعمت زنده بودن برخوردار باشند.وهیچگاه حقوق مساوی با مسلمانان نداشتندوحتی در قانون قصاص نیز برابرنبودند.
آری من محاربم چون جمهوری اسلامی ، بلافاصله پس از انقلاب 1357، نه تنها بدتر ازیک شهروند درجه چهاروپنج، بلکه بدتر از اسیران جنگی وبه مصابه < کفار حربی صدراسلام > با ما رفتار نمود،همزمان با حمله به شهرها وروستاهای بی دفاع کردستان وکشتار مردم مهربان کورد ، برسر روستاهای ما نیز بمب وگلوله ریخت، آوارگی هزاران نفراز عشایروروستائیان قلخانی ،قرشی باشی ،بان زرده ،گوران و....گواه این ادعا ست. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال های سیاه اول انقلاب ،مسلحانه به روستاها حمله کردند ومردان وجوانان را وادار می کردند تا جمله به اصطلاح < شهاد تین > را برزبان جاری سازند ومسلمان شوند وبه عضویت اجباری بسیج درآیند ، به عنوان نمونه می توان به حادثه تلخ روستای بان زرده از توابع سرپل ذهاب کرمانشاه اشاره نمود که یک گردان از سپاه پاسداران به رهبری <حاجی طهماسبی> به این روستا حمله نمودند ومردان وجوانان را با خود به بخش ریجاب که سنی نشین بودند بردند ودر آنجا به طور همزمان به اصطلاح فریضه ووظیفه الهی خود را انجام دادند ودر حالیکه پاسداران لوله اسلحه خودرا برسر مردم گرفته بودند ،یارسانی ها را با اجبار وادار به گفتن جمله ی « اشهد وان لاالا............ وتشرف به « دین مبین اسلام» ساختند ونماز پرشکوه جمعه را با افتخار تمام برگزار نمودند.جالب آنکه حتی مسلمانان اهل تسنن کرد بخش ریجاب را نیزمجبور کردند که نماز را به شیوه اهل تشیع به جا بیاورند. آنگاه دوبا ره به روستا ی بان زرده بازگشتند وعده ای را به رگبار بستند که در میان کشته شدگان میتوان ازچوپان روستا ی زرده به نام < کاکامراد> ویک زن جوان بی دفاع به نام < نوری >نام برد.اکنون نیزحاجی طهماسبی به دلیل خدماتش ارتقاء درجه یافت ورئیس یکی از پادگان های بزرگ و مهم سپاه پاسداران در جاده مخصوص کرج می باشد.
آری من یک یارسانی محارب هستم چرا که سهم من از ذخایر عظیم نفت ودیگرثروتهای کشورم چیزی جز فقر،بیکاری، حقارت ،آوارگی ،زندان ،اعدام ،شکنجه ،درد ورنج وبدبختی نبوده ونیست ،من محاربم زیرا حاکمان ایران پول نفت مرا دزدیده اند وبه حزب الله لبنان وحماس داده اند ویا صرف ترورهای سیا سی همچون قتلها ی زنجیره ای وترور دگراندیشان در داخل وخارج کشور،و دیگرعملیات تروریستی درجهان می کنند ،من محاربم چون با پول نفت من وسائل وتجهیزات سرکوب مردم وخودرو پاترول برای نیروی انتظامی می خرند تا بدن برادرانم را در تظاهرات زیر بگیرد و له کند،با پول نفت من از کوبا وچین وروسیه تجهیزات ایجاد پارازیت ،استراق سمع وکنترل اینترنت می خرند تا سیستم اطلاع رسانی را مختل نمایند وهر صدای آزادیخواهی را در نطفه خفه کنند، پول نفت هزینه خرید میلیاردها دلار سلاح ها ی مخرب از روسیه وچین می گرددودرحالیکه بیش از چهارونیم میلیون بیکار در کشور وجوددارد،وتورم به مرز سی درصد رسیده است اما بیشترین بودجه صرف برنامه های نظامی وساخت وخریدموشک هاوراکت های دوربرد می گردد ، من محاربم وبه همین دلیل مدتهاست که همراه با سایر هموطنان کورد ،لر،بلوچ،عرب،آذری،فارس ، تهرانی وکرمانشاهی ولرستانی و...... به کوچه و خیابان های شهر های ایران می آیم وشعار« زنده باد آزادی»« مرگ براستبدادو دیکتاتور »،«مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «مرگ برخامنه ای»سر می دهم ،شبها نیز با سر دادن شعار بر بام خانه هایمان خواب را برچشم خفاشان خوناشام ولایت فقیه ، حرام می نماییم، وتا صبح پیروزی مبارزه می کنیم ، فریاد می زنیم وسرود آزادی می خوانیم تا صدایمان همراه با گریه وضجه های مادران داغدار یکی شود ،تا که مادر کیانوش آسا واحسان فتاحیان ویاسمینی ،مادر ندا آقاسلطان، سهراب ،مادران شهیدان خاوران ،مادرانی که جگرگوشه هایشان در تابستان خونین 1367 به صورت دسته جمعی درزندان ها قتل عام ودر جاده خاوران در گورهای جمعی دفن شدند، مادران پیشمرگه های مبارز کورد،مادران زندانیان سیاسی دربند رژیم، فکر نکنند تنهاهستند وفراموش شده اند آری :
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست
من یک یارسانی محاربم چون نمی توانم نسبت به حوادث کشورم ،نسبت به ظلم وجوری که برمن وهم کیشان وهمولایتی وهموطنانم رفته است بی تفاوت باشم ، من مخالف هرگونه آسیمیلاسیون یا یکسان سازی ملیتی ،قومی ،دینی وزبانی هستم من مخالف هرگونه حکومت ایدئولوژیک ویا حکومت دین برمردم هستم من مخالف سیاست دینی ودین سیاسی هستم ، ، زیرا که در چارچوبی که ایدئولوژی هاو دین در حکومت ودولت ایجاد می نمایند ،عده ای در اقلیت وعده ای در اکثریت قرار می گیرند، عده ای خودی ،عده ای غیر خودی می گرددند،واین مغایر با اصول دمکراسی و کرامت وحقوق انسان است دین باید به موضوع وعرصه وحوزه خصوصی زندگی هرکس تبدیل شود تا همچنان احترام وکرامت وتقدس خود را حفظ کند،در غیر این صورت دین به وسیله وابزاری برای حکومت کردن وظلم کردن تبدیل می شود وآسیب می بیند من به حکومتی اعتقاد دارم که براساس آزادی ودمکراسی وعدالت اجتماعی بنیان گذارده شود.
آقای احمدی نژاد ،آقای خامنه ای ،ما همه محاربانیم از نسل سربدارانیم ،سر به دار می دهیم، اما تن به ذلت نمی دهیم ،سالهاست که برادران وخواهرانم را در کردستان ،بلوچستان ،ترکمن صحرا،خوزستان ودرزندانها وهمه جای ایران به نام محارب ومفسد فی الارض و مرتد وضدانقلاب اسلامی، می کشید وترور می کنید،من نیز محاربم من را هم اعدام کنید،من یکی از میلیونها ایرانی محاربم ،وبه آن افتخار می کنم چون که :
درمسلخ عشق جز نکو را نکشند روبه صفتان زشت خو را نکشند
اگردفاع از حق رأی وآزادی ودمکراسی ،لازمه اش محارب بودن با حکومت است پس من هم محاربم ،در کشوری که برای چندمین بار درتاریخ سی ویک ساله حکومتش ، بزرگترین زندان خبرنگا رنگاران وروزنامه نگاران جهان شناخته می شود،در کشوری که بعداز کشور چین رکوردار اعدام درجهان است ،در کشوری که کشتن دانشجو یان معترض موجب تشویق وارتقاء فرماندهان نیروی انتظامی ش می شود ،افتخار من است که محارب باشم ، زبان وسلاح من ، قلم وکتاب ، روزنامه ،تفکرواندیشه وگفتمان وگفتگو وشعار ا ست اما زبان تو زبان آتش وآهن، زبان زور وستم وگلوله ،باتوم ،اعدام ،شکنجه وسرکوب وزندان وترور است ، یک روز مرا« خس وخاشاک» می نامی،روزی دیگر جاسوس وعامل بیگانه،روزی دیگر هم امام جمعه های جیره خوارت مرا گوساله وبزغاله می نامند،وروزی دیگر دادستان وسرداران سپاهت مرا محارب می نامند، درعجبم که چرا شما مفلوکان چرا هیچگاه از سرنوشت اسلافتان چون «هیتلر ، موسلینی،صدام ،شاه،چائوشسکو » و صدها دیکتاتور دیگر پند نمی گیرید؟ اما این را بدانید که همه مامردم ایران با هرملیت وهر عقیده وهردینی ،اینک با هم متحد و یک د لیم وبا مشتهای گره کرده تومارننگین ظلم وجورتان را به زودی برخواهیم چید.
واینک شب تاریک وطن ، آبستن صبحی روشن وسحری زیباست وما بر بامهای خانه هایمان تا دمیدن صبح آزادی ،دست دردست هم ، سرود رهایی را باهم می خوانیم ودمی وقدمی عقب نخواهیم نشست.چرا که به قول حافظ شیرازی :
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند چنین نیز نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خاکسارشدم رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چوپرده دار میزند به شمشیر همه را کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
بدین رواق زبرجد نوشته اند به زر که جز نکویی اهل کرم نخواهدماند
زمهربانی جانان طمع مبر حافظ که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند
(24/10/1388) امضاء : « محارب »
kurdawareh@hotmail.com
